غم زمانه خورم یا...؟

1-برگشتم...

اگرچه هنوز مافم آویزان و ریقم روان و دلم پریشان است ولی گفته بودم که آنچه کوتاه است دوره هجران است و آنچه دراز است زبان من است و زلف نگار!


2- خوب شد سپرده بودم که در کامنت دانی فحش و فحش کاری نکنید!

باز هم جای شکرش باقی است که به نویسنده محترم وبلاگ اسائه ادب نشده است.

با این حال این کامنت‌ها به یادمان خواهد آورد که ناسزا گفتن و پاسخگویی به ناسزاها چقدر انرژی می‌برد چه اندازه بی‌نتیجه و ابتر است و به دلیل همین یاد‌آوری، من آنها را حذف نمی‌کنم.


3-رادیو زمانه شروع به کار کرده است.

راستش من عیبی نمی‌بینم که یک دولت خارجی بودجه آن را تامین کند همچنان که عیبی نمی‌بینم یک دولت خارجی دیگر بودجه‌ای برای مبارزه با ایدز در آفریقا اختصاص دهد.

در مورد انتخاب شخص مهدی جامی هم به عنوان مسئول آن مخالفتی ندارم چرا که اولا هر کس که بودجه و پول می‌دهد حق دارد که مدیر و کارمند انتخاب کند و بر این اساس حق دولت یا پارلمان یا هر نهاد فراهم کننده بودجه‌ای در هلند است که او را مدیر این پروژه نماید.

ثانیا علیرغم اختلاف نظری که بارها با مهدی جامی داشته‌ام و باز هم خواهم داشت سابقه کاری ده ساله او در بی بی سی را پشتوانه حرفه‌ای مناسبی برای او می‌دانم.

ثالثا بسیاری از افراد تیم همراه کننده او در وبلاگستان فارسی اعتبار دارند و این اعتبار را در گرو این رادیو نهاده‌اند و یقین دارم که اگر انحرافی در مسیر رادیو زمانه و شخص مهدی جامی ببینند از این تیم خارج خواهند شد.

با این اوصاف منتظر می‌مانم که ببینم این رادیو صدای "همه" وبلاگستان خواهد شد یا به ورطه "خودی-غیر‌خودی" در خواهد غلطید.

به عنوان نمونه بی‌نهایت مشتاقم که مطالبی از مجید زهری و بلوچ را در این رادیو بشنوم.

همچنین انتظار دارم که کسانی چون نیک‌آهنگ کوثر که چپ و راست بر استفاده کنندگان از بودجه 75 ملیون دلاری آمریکا هجوم می‌برد و تازیانه نقد و هتک را بر گرده هر مظنونی می‌نشاند و تیغ زبان را آخته بر آبروی آنانی که نانی از آن سفره می‌برندیورش می‌آرد...قبول کنند که کمک خارجی برای تغییر لازم است...چه تغییر ذایقه مردمان باشد و چه تغییر حکومت آنان!

مطمئن هستم که سن و تجربه ایشان که زیادتر شود، کمتر به عقاید خود برای اقناع سایرین استناد خواهد کرد.



پی‌نوشت:

نیک‌آهنگ عزیز بر نوشته من جوابیه‌ای نوشته است که چالش برانگیز می‌نماید.

ایشان کمک اعطایی پارلمان هلند را با کمک اعطایی دولت آمریکا در اساس متفاوت می‌بیند و اولی را در جهت اطلاع رسانی می‌پندارد و آن را تطهیر می‌کند و دومی را در جهت براندازی می‌شمارد و در ذم آن سخن میگوید.

بنابراین، اگر اشتباه نکرده باشم، ایشان هم مثل من استفاده از کمک خارجی را در نفس خود مجاز می‌داند مشروط بر آنکه نحوه مصرف این کمک با اعتقادات فرد متقاضی همخوانی داشته باشد.

به همین دلیل است که من از ایشان خواسته‌ام که از عقاید خود (که ممکن است هر چند یک بار تغییر کند) به عنوان حجت برای اقناع سایرین استفاده نکنند.

واقعیت این است که دولت آمریکا و پارلمان هلند بودجه‌ای را برای مخالفان ( و نه موافقان حکومت ایران که اصولا به آن نیازی ندارند!) در نظر گرفته‌اند و هر یک با فلسفه و استدلال خود قصد تقویت نحله فکری نزدیک به خود را برای اثرگذاری در جامعه ایرانی دارند.

چه دلیلی دارد که سازگارا (یا هر کس دیگری) برای استفاده از بودجه دولت آمریکا نه تنها شماتت شود که تا حد مزدوری و جاسوسی به او تاخته شود ولی استفاده کننده‌گان از بودجه دوم آن را حلال (ذبح شرعی!) بدانند و در عین حال به بیشترین ایراد به گروه اول از طرف همین گروه دوم گرفته شود!!

اگر بناست کسی در منصب چنین قضاوتی قرار بگیرد، نابهره‌مندان از این هر دو عطیه هستند که من به سهم خودم آن را برای هیچکدام ناروا نمی‌دانم.

آنچه نارواست، از نظر من، رطب خوردن است و منع رطب کردن.

نیک‌آهنگ عزیز نگاه مرا هم انقلابی خوانده است که ظاهرا ناشی از ناآشنایی ایشان با نحوه تفکر و نگاه من است و بعید است که حوصله و فرصت رجوع به آرشیو مرا هم داشته باشند ولی مختصرا عرض کنم که اگر چه این حکومت نقطه مقابل آمال من است ولی من قائل به تغییر حکومت با آرای مستقیم و آزاد مردم هستم...آرزویی که به تحقق آن هیچ امیدی ندارم!


50 نظرات:

سلام، آقا تو خواب نداری؟ من نمی دانم چرا تو این همه حرفهای حسابی می زنی. راستی اول شدم چلوکباب سلطانی با دوتا کوبیده اضافه و دوغ آبعلی طلب ما. اصفهانی بازی هم درنیار بنویس به حساب بالخره یک روز میام ایران.

اسد جان!
امشب شب جمعه است و فردا تعطیلم و بعد از 9-8 روز آمده‌ام داخل وبلاگستان صفایی بکنم!
حرف حسابی هم از خودتان است!!
چلو کباب سلطانی هم به روی چشم...البته این روزها چلو‌کباب 80 سانتی‌متری خوان‌گستر در اصفهان توی بورس است و بی‌نهایت هم خوشمزه است...ولی گمان کنم که گذر من زودتر به دانمارک بیفتد تا تو به اصفهان...
امیدوارم پس‌انداز قابل توجهی داشته باشی دوست عزیز من!!

با سلام، بلاگچین به این مطلب شما لینک داد.

بالاخره با زبان خوش از تخت بازتان کردند يا نيروهای خارجی به کمک آمدند؟

بلاگچین عزیز
سپاسگزارم
امین جان
راستش را بخواهی خرشان کردم!!
خودم را زدم به صحت...حالا هم خوابیده‌اند و من یواشکی آمده‌ام پای منقل!
بفرما...یک نفس بگیر از این وافور!

به به نسیم شمال آمد و بوی عنبر و از این چیزها آورد (شاعر یه همچین چیزائی می‌گه ولی بلت نیستم).

خوبی اصفاهونی محبوب من؟ می‌بینم که زنده از این سر تونل بیرون آمدی. چه قدر شماها سخت می‌گیرید بابا. اعتیاد چیه؟ الان عصر اینترنته، همه دنیا (حتی پدر خودم تو این سند و سال) دائم پای اینترنت هستن. خوب مثلا" که چی؟ به جاش می‌شینی به اراجیف تلویزیون گوش می‌دی یا دی وی دی تماشا می‌کنی؟ والله از وب آدم بیش‌‌تر عاید‌ش می‌شه تا اونا.

به هر حال سخت نگیر عزیز دل‌ام. دم را خوش است.

در نهایت این‌که هیچ می‌دونستی چه قدر خاطر شما رو می‌خوائیم؟

اسد جان اگر نم از این دکتر کنس پس گرفتی به ما هم خبر بده. از اصفانی بازی هم کارش گذشته. کجا اصفانیا این همه ناخن‌شون خشکه؟

خلاصه اسد جان گود لاک ... این گوش‌زدی که من می‌شناسم به مادر خودش هم چلوکباب بده نیست.

در مورد همه اینا هم که نوشتی باهات موافق‌ام. مطلب جوانه‌ها رو هم بخون در همین باب راستی.

لینک‌‌هاشون ایناست:

http://javaanehaa1.blogspot.com/2006_08_01_javaanehaa1_archive.html#115493599582045398

http://javaanehaa1.blogspot.com/2006_08_01_javaanehaa1_archive.html#115468825059271556

حالا چند می‌دی دیگه شرمو بکنم و کامنت نذارم؟

این نظرت راجع به نیک‌آهنگ واقعا عالی بود.
مخصوصا جمله آخرت.

درود
مـن هـنوز پـستت رو نـخـوندم...
خـوب شـد اومـدی و پـست تازه نـوشتی.. مـنکه از فـحش و فـحش کاری داشـتم خـسته میـشدم... اما بـدیش اینه که عـین تـخمـه میــمونه لامـذهب !! وقـتی شـروع کـردی تـا تهش رو در نـیاری نـمیتونی ولـش کـنی ؛)

مـیگـم تـو هـم مـخـصوصـن این کامـنت دونی رو باز گـذاشــی رفـتی هـا بــدجـنس...


اما خـوشـحالم که اومـدی و تـرک هـم نـتونسـتن بِـدَنـت

هاله جان سلام
آدم خمار بیاید و کامنت مهرانگیز تو را ببیند و معتاد اینهمه لطف و محبت نشود...بی ذوق باید باشد این آدم!
منهم با تو موافقم...سرگرمی من وبلاگ نویسی است.
وقتهای مرده زندگیم را پر می‌کند...دلیلی برای ترک این عادت مفید نمی‌بینم...این زن را هم می‌کشم پای این منقل!
حالا دیگه من شدم اصفهونی ناخن خشک "خنس" و تو شدی استرالیایی ناخن نرم لارژ!!
اینه رسم زمانه!!(رادیوش را نمی‌گویم‌ها)
با ما به از این باش که با خلق خدایی.
از معرفی لینک ها هم ممنونم.
کیانوش جان خسته نباشی!
از رزم بی حاصل برگشته‌ای عزیز دل!
من از این بحث تا دیروز خبر نداشتم اما در هر حال خوشحالم که پایان پذیرفت.

سلام

مــیدونـم گــوشزد گـرامی... خیلی هـم پـوزش که در نـبودت ایـنجارو شـلوغـش کـردم... امـا گـاهـن واسه آدم راه دیگه بـجز هـمین کارهای بی نـتیجه باقـی نـمیمونه !

سلام برادر گوشزد. موافقم. من هم با مهدي جامي اختلاف نظر داشتم و دارم. ولي اين دليل نشود وقتي كاري مفيد مي‌كند، بكوبيمش يا زير سوالش ببريم. مشكل ما ايرانيها اين است كه اگر با كسي اختلاف "شخصي" پيدا كنيم، ريشه‌ي طرف را هم خشك مي‌كنيم و به طرف اجازه نمي‌دهيم حتي خودش را اصلاح كند... كاري كه اهالي فالانژيست وبلاگستان با من هم كردند! راستي برادر، من خيلي كارها كردم، فكر كنم بازگشت بدي به وبلاگستان نداشتم. با يك اكانت بلاگرولينگ و تا الان 270 لينك از بچه‌هايي كه به ما لطف داشتند و ما نتوانستيم جبران كنيم. لينك شما را هم فراموش نكرديم استاد. خوشحال مي‌شوم افتخار بدهيد به ما. صفاي شما

در باب ِ پـست ِ سـرکار عـالی... عـرضـم حـضور مـبارک... مـن یـکبار هـم بـرای خُـسُـن آقای خـودمـون در بـاب ِ نـیک آهـنگ نـوشـتم که ایـشون رو مـفـسّرو مـحـلّل سـیاسی قـلمداد نـکنید جـانم !! ایـشون فـقط کاریکاتوریست است و البـته کاریکاتورهای قـشنگی هـم میکـشه.. ولـی . . . !!

عـلت ایـنکه نـیک آهـنگ نـشـسته تـو کانادا به هـمون عـلتی نـیست که بـنده نـشستم تـو آلمان . . فـقط به دلیل ِ سـفاکی بـیش از حـد ِ مـسلمان جـماعـت است که بـه اصحاب خـودشون هـم رحـم نـمیکـنند. . هـمین ؛)

دکتر گوشی جان ما یه بار غلط خوردیم نوشتم تحریم از جنگ بدتر قرار باشه تحریم بشیم بعد ده سال بازم درگیر جنگ شویم همون جنگ بهتر نمیدونی چه دهانی از ما دوختن ها

وای وای کمک اه اه کمک آن هم از نوع خارجی . حتی گنجی هم جرات نمی کنه همیچین چیزی رو بگه دکتر گوشی جان ...........................دیگه بقیه اش رو نمی گم.

کیانوش جان
البته من جوابیه نیک آهنگ را دیدم و شاید پاسخی هم بر آن بنویسم.
لب منظور من این است که گرفتن کمک مالی از دول یا مجالس خارجی عیبی ندارد.
این ترفند حکومت است که این کار را جاسوسی می‌نامد تا خودش با بودجه بیکران نفت به جنگ عده‌ای بینوا بیاید و همین که از کسی کمک گرفتند آن را سند رسوایی و جاسوسی آنها کند.
تیلا جان
اتفاقا من ترا با آن پست جنجالی کشف کردم!
خیلی هم به نظرم منطقی نوشته بودی.
در هر حال به نظرم ذهنیت ایرانیان نسبت به خارجیان چنان آغشته از پارانویا است که گمان می‌کنند موجه‌تر آن است که با یک حکومت خودکامه خودی بسازند و شکایت به بیگانه نبرند!
کورش خان ضیابری...
چشم!...لینکت را اضافه کردم مخصوصا حالا که فهمیدم به قول اصفهانی‌ها "تو هم روی کپه مایی"!! و با مهدی جامی مخالف!!

دقیـقن هـمین است که تـو میـگی... والبـته که نـیک آهـنگ نـظر دیگـری دارد و صـدالبـته که چـون نـظر دیگـری دارد.. درصدد آمـده اینـگونه وانـمود کـند که کـمک گـرفـتن از اروپائی هـا با کـمک گـرفتن از آمریکائی هـا خـیلی فـرق دارد. . . درحـالیـکه اصـلن ایـنطور نـیست !!

در عـین حـال نـیک آهـنگ آدم ِ سـیاسـی نیـست و تـحلیل سـیاسی نـمیتوانـد... یک نـظر شـخـصی میـتواند داشته باشـد که الـبته حـقش است امـا جـدی گـرفـتن نـظرات ایـنگـونه آدمـها وقـت تـلف کـردن است ؛) به خُـسـُن آقا هـم هـمین رو گـفـتم

test

از همه اینا گذشته رسیدن به خیر

این پیام را برای اخوی نیک آهنگ گذاشتم گفتم بد نیست همین را هم اینجا بگذارم:

به زبان ساده این معنی را می‌توان از حرفهای شما خواند که:
مرگ خوب است اما فقط برای همسایه!!!
75 میلیون دلا بد است ولی 10 میلیون یا چمی دانم چه مبلغی است، خوب است!؟ براندازی بداست ولی برنامه اینجوری خوب است مخصوصا وقتی براندازی درکار نباشد، آخه باعث می‌شود دکان عده‌ای تخته شود! اینطور نیست!؟

دکتر جان، تغييری صورت بگيرد، از اين بن‏بست راهی به بيرون پيدا بشود، می‏خواهد با پول هر کسی باشد!
به نظرم تنها می‏توان در مورد احتمال "به نتيجه رسيدن" حرکت‏ای که با پول فلانی يا بهمانی آغاز می‏شود بحث کرد.

آدم نکته‌بينی هستی گوشزد عزيز. فرصت کنم، موضوع نوشته‌ات را با نوشته‌ای پی خواهم گرفت.
از لطفی هم که به من داری سپاسگزارم.

اين خانم كيانوش نطفه اش با فحش بسته شده. من او را مي شناسم و او هم منو خوبتر ميشناسه چه ظاهري و چه دروني. به دلايلي كه خودش بهتر مي دونه يه حال اساسي بايد ازش مي گرفتم كه فكر مي كنم موفق شدم

آقای مهران عزیز
از اینکه ادامه نمی‌دهید سپاسگزارم.

چشم گوشزد عزيز ،خيلي آقايي ، ادامه نمي دم

ajab bagh-vahshe jalebiye; antar Zohari, Asad dalghak, Hale varraj v dr gosh-zade gholabiye bi kar. hala berid 0-begid chera ma Iraniha masale darim, ye moshetr dalghak vase ham-dighar papsi baaz mikonand

شــتر در خـواب بــینـد پـنـبه دانـه

گــهی لـپ لـپ خـورد گـه دانـه دانــه


ایـن بــرای مـهـــران بـود

سلام و لیتک و چه و چه و چه

سلام برادر. صفا دادي با لينكت. سرمايه فرستادي :) ما كه از قبل لينكت كرده بوديم. صفاي تو

لیتک و چه و چه و چه

سپاس
رامین مولایی عزیز

گوشزد گرامی
ناسزا گفتن و خشونت طبق فرمايش شما ابتر و بيهوده است ولی پاسخگويی به آن هميشه در مورد اين نظريه اتان صدق نميکند. در پيشرفته ترين کشورهای جهان هم نهايتا در مقابل خشونت با خشونت پاسخ داده ميشود. شما هم اگر نگاهی منصفانه به کامنتهای قبلی بياندازيد ميبينيد که تنها گزينه موجود به ناچار همين بود. حال شما بعنوان صاحبخانه مجازيد که آنها را حذف يا کنترل کنيد. ولی اينکه عليرغم ادعايتان آنها را حفظ کرده ايد را نميفهمم.

گذشته از اين
به نظر من کمکی که از طرف آمريکا باشد بسيار قابل قبول تر از کمک(!!!!!!!!!!!! ضربدر صد ميليون) از طرف اروپا است. و اتفاقا اگر اولی در جهت براندازی است و دومی در جهت اطلاع رسانی بايد از آن استقبال کرد.
مورد مردم ايران از اطلاع رسانی گذشته و مردم به اقدامات عملی تر نيازمندند. فکر ميکنيد که مردم در داخل ايران از آنچه که تا بحال گذشته بی اطلاعند؟ مثلا رابطه حکومت با حزب الله لبنان را نميدانند؟ از آنچه بر سر اکبر محمدی و احمد باطبی رفته خبر ندارند؟ از رانتهای حکومتی بی اطلاعند؟ با داشتن ماهواره و راديو و کامپيوتر از اخبار داخل و خارج که توسط اينهمه راديو و تلويزيون و وبلاگ و سايت ايرانی در خارج پخش ميشوند اطلاعی ندارند؟
بر فرض اينکه از هيچکدام از اينها هم خبر نداشته باشند اطلاع رسانی به چه دردشان ميخورد اگر منجر به براندازی نشود؟
اروپا قبلا کمکهای زيادی بما مردم کرده و نمونه اش انتخاب شيرين عبادی بعنوان برنده جايزه صلح نوبل برای گشتن در دنيا و اثبات منطقی نظريه استنتاج دموکراسی و حقوق بشر از دين مبين اسلام است!
کدام کشور جهان به اندازه اين کشورهای اروپای غربی ايرانيان پناهجو را که حتی بعضی از آنها با خطر اعدام در ايران مواجه هستند به ايران برگردانده؟ آمريکا چند تا از اين ايرانی ها را تا بحال برگردانده؟

يادم می آيد که در يکجا خواندم که افرادی مثل نيک آهنگ در يک دستشان شراب و در دست ديگرشان قرآن است و از هيچکدام هم نميتوانند دل بکنند!

عرضم به حضور انور شما که اولا من فقط تاسزا و پاسخگویی به آن را ابتر نامیدم نه خشونت طلبی را!
اتفاقا به نظر من خشونت یکی از کارآو زایا‌ترین روش هاست...اگرچه مذموم و مکروه است ولی به خوبی جواب می‌دهد کما اینکه در 27 سال گذشته کاملا جواب داده است.
اما هنوز بر سر حرفم هستم.
ناسزاگویی و پاسخ به ناسزاها به نسبت انرژی که صرف آن می‌شود ابتر است و منتج به نتیجه نمی‌شود مگر اینکه با بذله‌گویی و ظرافت توامان مصرف شود که به هزل و هجو بیانجامد.
دلیل اینکه کامنتهای پست قبل را بر نداشته‌ام هم گفته‌ام و حالا به طور مشروح تر می‌گویم.
اول اینکه میل "تظاهر به دمکرات منشی" را ذر من ارضا می‌کند!!دوم اینکه به عنوان یک ناظر دعوا به من بی‌نتیجه بودن روش به کار رفته را نشان می‌دهد.
قریب به 50 کامنت به این شیوه نوشته شد...قبول کن که اگر هزار کامنت دیگر هم به این نحو نوشته بشود چیزی از آنها عاید نخواهد شد.
در این مجادلات جزء کودک شخصیت شما که لجباز است سعی می‌کند که کم نیاورد...اگر جزء بالغ را جایگزین آن کنید ترجیح می‌دهید که به مجادله ادامه ندهید و در چشم ناظر بی‌طرف و آگاه نیز شما برنده جدالی هستید که شان خود را والاتر از آن دانسته‌اید که درگیرش شوید.
راجع به بقیه کامنتت تقریبا موافقم جز آنکه بگویم مرا با نیک‌آهنگ هیچ خصومت یا دلخوری نیست و مثل هر آدم دیگری در فضای حقیقی و مجازی با بسیاری از حرفهایش موافقم و با برخی از آنها مخالفم.
غرض من گوشزد این واقعیت است که ما با یک مکانیسم پیچیده و ناخودآگاه بر رفتار و گفتار خود نامی می‌گذاریم و شرحی می‌نویسیم که به وجهه اجتماعیمان آسیب نرساند و ایگویمان را محافظت کند ولی واقعیت بیرونی ثابت است.

به عنوان مثال مرد دیوثی که زنش را کتک می‌زند که چرا حاضر نیست در بغل مردی که او تعیین کرده است بخوابد با مرد شریفی که زنش را کتک می‌زند که چرا بغل مرد دیگری خوابیده است هر دو دارند یک عمل (اعمال حاکمیت بر ملک و پرخاشگری در قبال ناکامی) را انجام می‌دهند ولی زمینه ذهنی فرد و اجتماع عمل دومی را مباح و مجاز می‌شمرد و عمل اولی را مکروه و مشمئز کننده می‌شمارد.
ما غالبا بر اساس نظریه یونگ با نقابی مقبول اجتماع را می‌فریبیم...ترسم این است که با این نقاب خود را هم در آینه بفریبیم!!

mamnoon az pasokhetan. felan vaght nadaram vali be chand mored az sohbathayetan badan pasokh khaham dad
sepas

گوشزد گرامی
من اصلا صحبت از خشونت طلبی نکردم که شما در رابطه با آن پاسخ ميدهيد بلکه صحبت از واکنش خشن در مقابل خشونت کردم و در ضمن تاکيد کردم که نظر شما در ابتر بودن آن هميشه درست نيست، نه اينکه هيچوقت درست نيست. مثلا بر خلاف نظر شما در همين کامنتهای قبلی تا حدودی نتيجه داد تا جايی که بعضی ها ديگر ساکت شدند و يکی از آنها هم لحنش ملايم تر شد.
خشونت يک مفهوم کلی است که انواع و اقسام دارد که ناسزاگويی هم يکی از انواع آنست. طبيعی است که خشونت ياد شده در پست قبلی خشونت کلامی بود و در آنجا مسلم است که ما با چوب نميتوانستيم به جان هم بپريم.
کسی که جواب خشونت را با خشونت ميدهد صرفا خشونت طلب نيست. مثال همان مثال قبلی است. پليس که در آلمان مجبور به استفاده از خشونت ميشود به معنای خشونت طلبی پليس يا حکومت آلمان نيست بلکه به منزله تنها راه باقيمانده است. من هم وقتی ميبينم که چند تن از ارازل و اوباش با بی شرمانه ترين واژه ها به يک زن حمله ور شده اند راهی برايم جز مقابله به مثل نمی ماند و شما هم حتی اگر خواسته باشيد که تظاهر به دموکرات بودن کنيد می بايستی که در وهله اول به آن اراذل ايراد ميگرفتيد نه اينکه آنها و آن خانم را با يک چوب برانيد!
آن چيزی را که در مورد شخصيت کودک و شخصيت بالغ گفتيد را در بسياری موارد قبول دارم ولی در مورد فوق خير.
بر خلاف نظر شما معتقدم که خشونت طلبی در ۲۷ سال گذشته در ايران نتيجه نداد (طبيعی است که در افغانستان از ابتدا تا انتها نتيجه داد که آن بهث ديگری است). حجاب مورد علاقه اشان را توانستند تحميل کنند؟ موزيک مورد نظرشان را؟ هيچ ميدانيد که چند نفر در طول شبانه روز در ملا عام مست هستند؟ پارتی ها و اجتماعات دختران و پسران از صحنه مملکت محو شد؟ سکس آزاد وجود ندارد؟ ماهواره ها زير زمين چال شدند؟ و هزار چيز ديگر که برای هر کدامشان صدها دستگاه عريض و طويل موازی و خشن ترتيب دادند.
در خاتمه من تاکيدم روی شخص نيک آهنگ نبود و او را فقط نمادی از آنچه که گفتم بر شمردم.
ضمنا منظورتان را در رابطه با مطلب آخرتان لطف کرده بيشتر توضيف دهيد.
با سپاس

یعنی تو جدی جدی رفتی خوابیدی دکتر ؟ پاک آبروی هر چه شیره ایه بردی .
یادت باشه ؛ گذارت به مشهد افتاد باید از خماری جیغ ِ بنفش بکشی ها !
به این علامت ِ تعجبشم نیگا نکن ؛ داری جدّی می گم ها !!

xyz عزیز
در رابطه با مثال آخر منظورم این است که ما وقتی با یک واقعیت یا عمل واحد ( در اینجا کتک خوردن یک زن) می‌شویم برحسب بافته‌ها و پیرایه هایی که ذهنمان برای آن واقعیت از قبل ساخته است راجع به آن قضاوت می‌کنیم و آن را نکوهش کرده و یا تحسین می‌کنیم و این عمل کاملا به صورت ناخودآگاه رخ می‌دهد.
مسئله‌ای که راجع به نیک‌آهنگ می‌بینی دقیقا همین است.
واقع بین که باشی بین کار او و سازگارا(کار کردن در یک پروژه خارجی) تفاوتی نمی‌بینی ولی ذهن پیرایه ساز و توجیه‌گر (که همه ما داریم) به کمکش می‌آید و ملاک قضاوت او می‌شود و کار خود را ممدوح و کار گروه دیگر را مکروه می‌نامد.
این مکانیسم ناخودآگاه ابتدا دایره دوستان (حقیقی و مجازی) را مجاب به قضاوت متفاوت راجع به این دو گروه می‌کند ولی در نهایت سبب فریب خود فرد می‌شود یعنی از آنجا که "نا خود آگاه" است و فرد بر ماهیت "پیرایگی و توجیه بودن" آنها واقف نیست مرتب آن را ادامه می‌دهد تا جایی که خود هم که ابتدا فقط برای فریب (کلمه جالبی نیست ولی اگر بار منفی آن را در نظر نگیری رسا است)سایرین آن را به کار برده سرانجام فریب همین پیرایه ها را خورده و آنها را به اعتقاداتش می‌افزاید!

سلام خوشحالم برگشتی.نمی دونم در غیابت بچه ها چرا اینقدر بداخلاق شده بودند.همه هم از پایین تنه ی مادر و خواهر همدیگر حرف می زدند؟خوشحالم که تموم شد.من خیلی تلاش کردم که بحثو تموم کنم ولی نشد

گـوشـزد عـزیز
اشاره مـنـهم به ایـنکه نـبایـد با نـوشـته هـای نـیک آهـنگ مـثل نـوشـته هـای یه آدم ِ ســیاسـی بـرخـورد کـرد دقـیقـن به هـمین دلـیل است !!

مـن و نـیک آهـنگ و خـیلی هـای دیگـه سـیاسـتمدار نـیسـتیم (باز مـن 4 تا کـتاب سـیاسی خـوندم؛ نیکی که بـعید میدونـم از این غـلطها کـرده باشه) و اظهار نـظر های امـثال مـا فـقط در حـد نـظریه شـخـصی ِ یه آدم مـثل باقی آدمـها است که تـوازنی رو در دنـیا نـمیتـونـند بـهم بـزنـند !!
بـزرگ انگاشـتن نـظر نـیک آهـنگ و اهـمیت دادن بهـش فـقط وقـت تلـف کـردن است ؛)
مـا با این کار نیک آهنـگ رو به درجه یه سـیاسـتمدار میرسونیم و کـم کـم باور خـودمون هـم خـواهد شـد که ایـن آقا از سـیاست چیزی سـر در مـیاره (بـقول خـودت)
بـعد 5 سـال دیگه میـشینیم مـنـتظر تـحلیل هـاش.. بعد لابـد میـکـنیمش رئیس جـمهور... بـعد میـگیم چــرا داره گـند میزنه :))

استادا
نه تنها مشکل من را حل نکردی بلکه مشکلات ديگری هم بر آن افزودی.
حرف من فقط يک مطلب ساده بود: هر کس (اعم از نيک آهنگ يا بد آهنگ) نسبت به اسم آمريکا حساس و شرطی شده است در واقع با پارس کردن به آمريکا آب به آسياب ملاها ميريزد. به اين بزبان ساده ميگويند دو دو تا چهار تا. حالا شما هی سعی کن با فرمولهای پيچيده بمب اتم دست به تجزيه و تحليل روانشناسانه بزن.
تازه اين بابا فراتر هم رفته و مخالفت خود را با براندازی اعلام نموده. شما اگر با چنين اشخاصی مشکلی و دلخوری نداريد مشکل خودتان است ولی من شخصا اين جور افراد را خائن به ملک و ملت ميدانم.
اينکه علت روانشناسانه عملکرد و گفتار اينگونه اشخاص به کداميک از اصول يونگ يا فرويد برميگردد در حد يک شهروند ساده مساله ای شخصی است ولی از آنجاييکه بالاخره چه بخواهيم و چه نخواهيم اين افراد نسبت به وزن خودشان تاثيری در جامعه دارند، بايد با هر حرکتشان که به ضرر جامعه و مردم است مبارزه کرد و با شمشير کج راستشان کرد!
در ضمن اگر دادگاهی مردمی تشکيل شد امثال سازگارا هم از متهمان رديف اول آنست.

دکتر گوشی جان من نمی دونم تازگی ها چه ادویه تندی به این پستهات می زنی که این جوری همه رو تحریک می کنی. (البته می دونم ها ولی چون دیر اومدم و بحث از داغی دراومده می خواستم یه حرفی زده باشم)

درود آقای دکتر. اولین بار است که قدم به اینجا نهادم و تعدادی از دلنوشته هایتان را خواندم.به نظر میرسد شما بیش از اینکه یک دکتر باشید یک انسانید و همین مرا به این باور میرساند که شما یک طبیب(غمخوار درد و رنج مردم) هستید نه یک دکتر. پیروز باشید...

با درود.لینک شما را اضافه کردم.

همدم عزیز
احتمالا خوب نخوانده ای!!
در هر حال از لطفت ممنونم.
آراز جان
سپاس!

دی ناز عزیز
همه اش ادویه است...پستی در کار نیست!

Template Designed by Douglas Bowman - Updated to New Blogger by: Blogger Team
Modified for 3-Column Layout by Hoctro, a little change by PThemes