انتخابات 5

من بین 4 کاندیدای موجود به مهدی کروبی رای می دهم.
دلایلم را بعد از آنکه نتیجه تایید صلاحیت از سوی شورای نگهبان اعلام شد به آگاهی می رسانم.

انتخابات4

رهنورد هم‌چنین گفت: «امر به معروف و نهی از منکر از آرمان‌های ما به شمار می‌آمد اما هیچ گاه فکر نمی‌کردیم روزی برای این کار گشت گذاشته شود؛ توقع ما برای تحقق این امر گفت‌وگو و دیالوگ بود».

در دوران دانشجویی در دهه شصت روزی با چند نفر از دوستان به یکی از پاساژهای اصفهان که آنروزها محل گشت جوانان بود (مجتمع پارک اصفهان) رفته بودم.

روبروی در اصلی پاساژ اتوبوسی ایستاده بود و چند مرد ریشو از کمیته ها (که آن موقع وظایف نهی از منکر را به جای نیروی انتظامی انجام می داد) از زنان کم حجاب می خواستند که سوار اتوبوس شوند.

صحنه بسیار ناراحت کننده اش این بود که اگر زنی از سوار شدن خودداری می کرد چهار مرد ریشوی دیگر با یک پتو به او حمله می کردند (چون نمی توانستند از نظر شرعی به آنها دست بزنند) و او را در پتو می انداختند و به اتوبوس می بردند...

به نظر می آید که میرحسین و همسرش استانداردهای متفاوتی نسبت به مخاطبانشان دارند.

خانم پروفسور رهنورد سالها ریاست دانشگاه الزهرا را به عهده داشته اند که تا سالها نه تنها ورود هر مردی به هر عنوان به آن ممنوع بود بلکه هیچ زنی بدون حجاب برتر (چادر و چاقچور) نمی توانست به آن قدم بگذارد.

آقای موسوی هم نهایت تعریف مورد قبولش از "حقوق شهروندی" بازگشت به "بیانیه هشت ماده ای آیت الله خمینی" بود.

ناگفته پیداست که تا چنین یخ های منجمدی باز شود آتش های فراوان باید برپا گردد!

مرتبط:

خاطرات دهه شصت

لطفا مخصوصا کامنت ها را بخوانید.

از دید من مهمترین عوارض جنگ نه کشته‌های فراوانش بود که صدها هزار نفری که در این سالها در حوادث رانندگی یا زلزله از بین رفته‌اند، دیگری یادی از آنان نیست، و نه خسارات ملیاردی آن.
بزرگترین عارضه این جنگ، که اثر آن تا به حال پا بر جاست، قبضه کامل قدرت با استفاده از فضای جنگی و در عین حال خفه کردن کامل دموکراسی و مهمتر از همه جایگزین کردن اولویت‌های ارزشی حکومت با اولویت‌های ارزشی جامعه بود.
حکومت توانست برای دوره‌ای مرگ را از زندگی ارزشمندتر جلوه دهد و این باور را به بسیجیانی که به جبهه می‌رفتند قبولاند.همچنین آنطور که در اکثریت کامنت‌ها دیده می‌شود غم، نوحه و روضه ارزش شدند و شادی و خنده ضد ارزش، بوسه‌ای شایسته شلاق شد و رابطه جنسی سزاوار سنگسار!...و این باور را تا سالها در میان مردم رواج داد.ملا محمد باقر مجلسی بر کانت و هگل برتری یافت و علم حدیث بر بیوتکنولوِی مقدم شد! این اولویت بخشی ارزش‌های حکومت بر ارزش‌های جامعه هنوز در جامعه و بخصوص اقشار پایین رواج دارد و حکومت از آن نهایت استفاده را می‌کند.

انتخابات3

آیا باید در انتخابات ریاست جمهوری شرکت گرد؟
به نظرم حکومت ایران مطلقا ارزشی برای نهادهای بین المللی و مشروعیت جهانی خود قایل نیست و این را به کرات و در مقاطع گوناگون نشان داده است...چه در قضیه بی اعتنایی به قطعنامه های سازمان ملل و چه در مواجهه با سازمانهای معتبر و نهادهای حقوق بشری(مثل اعدام دلارا دارابی).
چنین حکومتی با عدم شرکت اکثریت رای دهندگانش در انتخابات چه ضرری می کند خصوصا آنکه به راحتی میزان آرا را به روی منحنی می برد و حداقل 60% شرکت کننده در انتخابات بیرون می دهد.
از طرف دیگر بر خلاف آنچه همیشه در گوش ما خوانده اند حکومت با ظلم می ماند و خیلی هم خوب می ماند کما اینکه اگر صدام را آمریکا سرنگون نمی کرد حالا حالاها سایه اش بر سر ملت عراق و شاید هم سایر ملت های منطقه مستدام بود.
از نظر شرایط جهانی هم به نظر می آید که سایر دولت ها و در صدر آنها آمریکا تا حدودی متقاعد شده اند که با حکومت ایران کنار بیایند و تغییر رژیم ایران را از دستور جلسه خارج کنند.
و دست آخرو از همه مهمتر اینکه حکومت ایران در دوره احمدی نژاد نشان داد که باپول نفت و تبلیغات سازمان یاقته و می تواند که با سفله پروری (بیش از آنچه به قول حافظ آب و هوای فارس می کند) و ترویج خرافات و تزریق مستقیم پول به لایه های فرودست اجتماعی و روستاییان مناطق دوردست آنان را در مقابل طبقه متوسط و شهرنشینان قرار دهد.
این نکته آخر آنچنان مهم است که شاید به راحتی به تصور نگنجد...
شعار عدالت محوری رییس جمهور مهرورز سبب شده است که بدون هیچ توجیه اقتصادی و عقلانی در سالهای گذشته پول بی حساب و کتابی در هفتاد و دو هزار روستای کشور صرف شود چنان که به گفته وزیر سابق راه و ترابری (مهندس خرم) در حالی که بودجه سالینه راههای بین شهری و اتوبان ها سیصد ملیارد تومان است سالیانه بیش از هزار و دویست ملیارد تومان صرف راههای روستایی می شود.
در نظر بگیرید که برای بسیاری از روستاها با بیست یا سی خانوار و با تولید غیر خود کفای نیازهای کشاورزی راه آسفالته (و به تبع آن درخواست اتوموبیل)، آب لوله کشی، برق (و به تبع آن یخچال، لوازم برقی و تلویزیون)، گاز و تلفن کشیده شود و تعرفه دریافتی از آنها بسیار ناچیز باشد و نیز بیمه روستایی رایگان و مدرسه و معلم و پزشک برای آنها فراهم شود...بدون آنکه مالیاتی بپردازند...و با دیدن سیمای شهرهای بزرگ و تهران درهر سریال تلویزیونی به صرافت بیفتند و مدعی شوند که اینها سالهاست حق ما را خورده اند!!(چیزی که من این اواخر بسیار شنیده ام)...چنین خطری که تداعی کننده جنگ فقیر و غنی و مستضعف و مستکبر است در صورت ادامه چنین روندی اجتناب ناپذیر خواهد بود.
سیاست های دیگری از این دست سبب خواهد شد که طبقه متوسط از بین برود یا کاملا ضعیف شود و اقشار مختلف مردم رو در روی هم قرار گیرند و وفاق ملی از دست برود و ایران با خطر انشقاق و چند دستگی مواجه شود...اگر بدتر از اینها که گفتم با جنگ داخلی و کشتارهای وسیع مواجه نگردد.
مجموع چنین رویدادهایی مرا به این نتیجه رسانده است که بهتر است علیرغم آنکه هیچ کاندیدایی نه تنها مطلوب من نیست بلکه حتی درصدی از خواست های مرا نمایندگی نمی کند...با این حال برای اثبات اینکه من هستم و وجودم را بر شما تحمیل می کنم ...در این انتخابات غیر دمکراتیک شرکت کنم.
مطمئنم که ترجیح می دهید بدون حضور مخالفان خود این انتخابات را هم سپری کنید...اگر اینچنین موجودیت ما طبقه متوسط جامعه را هدف نگرفته بودید حتما به خواسته خود می رسیدی ... اما اکنون و در شرایط فعلی حتی امثال من هم که به مخالفت محافظه کارانه با شما شهرت داریم، برای بقا در کشوری که خانه آباء و اجدادی ماست مجبوریم دست به کار شویم.
آقای احمدی نژاد...متاسفم ولی کیش و مات!

انتخابات 2

چندی پیش آقای کروبی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه "چگونه گشت های ارشاد را جمع آوری خواهید کرد؟" فرمودند که نزد مقام معظم رهبری می روم و ایشان را قانع می کنم که دستور جمع آوری این گشت ها را بدهند.(نقل به مضمون)
سه روز پیش کمیته صیانت از آرای انتخاباتی توسط آقایان کروبی و موسوی تشکیل شد.
کمیته ای که نه تنها از نظر قانون اساسی معتبر است بلکه کاملا با قانون انتخابات که اظهار می دارد نمایندگان کاندیداها می توانند بر سر صندوق های رای حاضر باشند همخوانی دارد.
روز گذشته رهبر ایران طی اظهاراتی اینچنین اقداماتی را که به شائبه "عدم سلامت انتخابات" دامن می زند دنباله روی از دشمن خواند و با آن مخالفت کرد.
الآن فرصت مناسبی است که آقای کروبی با استفاده از قدرت چانه زنی خود پا پیش بگذارد و رهبر نظام را قانع کند که با این امر کاملا قانونی موافقت کند.
من همنین جا اعلام می کنم که اگر آقای کروبی قادر به انجام چنین کاری شدند در انتخابات شرکت می کنم و به ایشان رای خواهم داد و سایر دوستان را هم به چنین کاری ترغیب خواهم کرد.

انتخابات1

شکسپیر می گوید:
اگر برای به دست آوردن آنچه دوست داری تلاش نکنی مجبور خواهی شد که آنچه را به دست آورده ای دوست داشته باشی.

بدون مقدمه:
آیا در انتخابات ریاست جمهوری (با فرض وجود همین سه کاندیدای موجود) شرکت می کنید یا نه؟... و چرا؟
لطفا سن و محل زندگی خود (ایران یا خارج از ایران) را بنویسید.
پی نوشت:
آنچه از میر حسین موسوی بیش از همه اعصاب آدم را خورد می کند ارجاع افتخار آمیز هر پاراگرافی از سخنانش به زمان جنگ است.
انگار نه انگار که دهه شصت برای آنان که آن را درک کرده اند سیاهترین و مخوف ترین دهه زندگی شان بوده است و این سیاهی و مخوفی نه فقط به خاطر جنگ که به خاطر فضای خفقان آلود و پلیسی امنیتی همراه با سرکوب شدید کوچکترین آزادی های فردی است.
جالب است که در این شیوه ای که در پیش گرفته است حتی نزدیکترین یارانش او را همراهی نمی کنند گویا که شرم دارند از یادآوری آنچه در آن دوران رخ داده است.
به نظرم فرصت مناسبی است که از میرحسین موسوی پرسیده شود که به چه چیزهایی از دوران نخست وزیریش افتخار می کند و آیا به نظرش آن جو اختناق و سرکوب تا چه حد قابل دفاع و قابل دوباره سازی است؟
ایشان چه میزان از آزادی های فردی را قبول دارد... و باید وارد جزئیات شد و مثلا پرسید که چون من به چشم خود دیدم که در زمان ایشان گشت های محترم جندالله و امثالهم آرنج به پایین مردان با پیراهن آستین کوتاه را رنگ می کردند یا در کلاس های دانشگاه بین پسران و دختران را دیوار کشیده بودند ...یا پسر و دختری از همکلاسی های ما را به جرم راه رفتن در خیابان علیرغم آنکه با هم ازدواج کرده بودند، دو ترم تعلیق کردند...باید از میزان دخالت میرحسین یا همراهی او یا موافقت او با چنان جو خفقان و سرکوبی پرسش کرد.
باید همچنین از کشتار زندانیان در سال 67 و نقش ایشان پرسید.
اگر من باشم به طور مشخص نظر ایشان را درباره سرانه بهداشت می پرسم.
شاید بدانید که کارشناسان سرانه بهداشت برای هر ایرانی را چهارده هزار تومانمی دانند و دولت با اعمال نفوذ آن را حدود چهار هزار تومان تعیین کرده است.
این اختلاف ده هزار تومانی عامل اصلی گرانی هزینه های درمانی برای مصرف کنندگان است به طوری که بیمه شدگان به جای آنکه سی درصد هزینه های درمانی را بپردازند بیش از هفتاد در صد آن را می پردازند.
من از ایشان سوال می کنم که قصد دارد که با سرانه بهداشت چه کند و اگر گفت که آن را به چهارده هزار تومان می رسانم از او خواهم پرسید که این رقم هنگفت را از بودجه کدام نهاد کسر خواهد کرد...نهادهای انتظامی و امنیتی و نظامی و یا نهادهای تبلیغاتی و روحانیت و یا صنایع و معادن؟
میرحسین موسوی بیش از محمد خاتمی استاد کلی گویی است...باید راجع به جزییات از او پرسید.

Template Designed by Douglas Bowman - Updated to New Blogger by: Blogger Team
Modified for 3-Column Layout by Hoctro, a little change by PThemes