تلویزیون بی بی سی بر فراز منبر!

چهارشنبه شب به وقت ایران اولین برنامه تلویزیون فارسی بی بی سی پخش شد و من که تازه از مطب برگشته بودم به بخشی رسیدم که خانم پونه قدوسی نتایج نظرخواهی بی بی سی از ایرانیان را اعلام می کرد.
92-93% ایرانیان از برنامه هسته ای ایران دفاع می کنند.
بیش از 50% ایرانیان خواهان بمب اتمی هستند.
کمتر از 1% ایرانیان اولویت اول و حتی دومشان اصلاحات سیاسی و دمکراسی است.
و بیش از 70% از ایرانیان کشور خود را در مسیر درستی می دانند در حالی که 30% آمریکایی ها مسیر کشور خود را درست می پندارند.
من، ضمن آنکه جنبه های حرفه ای گرایانه و چشم نواز را در این تلویزیون تحسین می کنم و نیز از اشتیاق بیش از حد آن برای حضور زنده در ایران و تعامل با دولت جمهوری اسلامی گله مند نیستم اما نمی توانم چشم را بر "حقیقتی" ببندم که "ارسطو از افلاطون بیشتر دوست داشت"!
بنابراین با الهام از آقای بهنود که می گویند خیر را باید راست گفت و آن راست را باید دقیق گفت و آن دقیق را نمی دانم باید چه کار کرد از رییس تلویزیون بی بی سی می پرسم که:
آیا این نظرسنجی راست است؟
آیا به راستی 92% ایرانیان از برنامه هسته ای که روزگارشان را سیاه کرده و حال شان را تباه...حمایت می کنند؟
و آیا بیش از 50% این مردم بمب اتمی می خواهند؟... که اگر اینگونه باشد ظن غرب به مشکوک بودن برنامه اتمی ایران نه تنها بی اساس نیست که تا حدودی مستند هم خواهد شد.
و آیا آن 70% مردمی که 13 سال پیش با انتخاب خاتمی رای به اصلاحات سیاسی دادند اکنون پس از گذشت این "تعداد نحس" سالها، به 1% فرو کاسته شده اند آن چنان که دمکراسی را نه اولویت اول که حتی اولویت دوم خود نمی دانند؟ آیا این خبر هم راست است و هم دقیق؟
یعنی هم زمان باید هم باور کنیم که به این سرعت مردمانی آموخته های خود را فراموش می کنند و هم به اصلاح امور آنان امیدوار باشیم...
و آیا 70% مردم ایران مسیری که کشورشان در آن حرکت می کند (یا ساکن است و یا عقب گرد می کند) را صحیح می دانند؟
به راستی اگر دولت احمدی نژاد چنین آماری را گزارش می کرد تا چه میزان مورد استهزای جامعه ایرانی و به خصوص کاربران اینترنتی (و مثلا کاربران سایت بالاترین) قرار می گرفت که امروز همه مسحور آن "لباس زیبا" تحمیق خود را در برابر این آمار نمی بینند؟
آقای رییس!
جامعه ایرانی را مستمعین پای منبر محسوب نکنید که خطیب را بر فراز منبر اجازه می دهند مغزشان را بشوید.
ما از مال دنیا همین مغز چرک مرده را داریم...لطفا خبرتان را ابتدا "راست" و سپس دقیق کنید یا اقلا ارقامش را طوری دستکاری کنید که مثلا 20% مردم ایران دمکراسی و اصلاحات سیاسی را اولویت خود می دانند که من و امثال من از اینکه "سکوت ما" در برابر این یاوه ها به "رضا" تعبیر شده است چنین شرمسار نباشیم.
آقای رییس
لطفا خشت اول را کج نگذارید!

پی نوشت:
آقای بهنود در ایمیلی به من یادآوری کرده اند که همان کارمند ساده بی بی سی هم نیستند چه رسد به سیاست گزار و خط مشی دهنده.
من یک معذرت به ایشان بدهکارم که همین جا زبانی اعلام می کنم و اگر روزی گذرم به لندن افتاد یک نهار مهمانشان می شوم تا حضورا هم عذر خواهی کنم!
اما اشکال من به این نظر سنجی کماکان پابرجاست و همچنان اصرار دارم که این نظرسنجی برای خوشامد سران ایران دستکاری شده تا حساسیت آنان را کم کند و احتمالا با حضور نمایندگان خبری آنان در ایران موافقت کنند.
این اشکال متوجه کلیت تلویزیون بی بی سی نیست و نیز نافی وجوه متعدد مثبت آن هم نمی باشد... هم چنانکه نشاءت گرفته از عقاید دایی جان ناپلئونی و ذهنیت های تاریخی هم نیست.
اگرچه این آمار تایید کننده نظریات همیشگی من است دایر بر اینکه سطح شعورعمومی در ایران به شدت افول کرده است و هم زمان خودخواهی و ریاکاری افزایش یافته است اما باور ندارم که شدت آن به این حد باشد.
همان طور که در کامنت دانی گفته ام:
این نظر سنجی (که از جانب یک نهاد ظاهرا بی طرف تهیه شده)به طور ساده و واضح و همه فهم مشخص می کند که کسی در ایران دنبال دمکراسی و اصلاحات سیاسی نیست و همه از برنامه هسته ای کشور حمایت می کنند و اکثریت قاطع ایرانیان مسیری را که کشور در آن حرکت می کند درست می دانند و بیش از نیمی از آنان بمب اتمی می خواهند.نتایج این نظر سنجی اما به طور تلویحی با عرض معذرت از مردم ایران تصویر یک ملت احمق را ارائه می دهد که هیچیک از آنها (بجز 1%) لیاقت دمکراسی را ندارند و عاری از اعتماد به نفس و دچار عقده حقارتند که یک تکنولوژی دست چندم کره شمالی و پاکستانی برایشان مظهر غرور ملی است.مردمی که اکثریتشان چون گوسفندان صف کشیده در صف سلاخ خانه مسیر خود را درست می پندارند!این نظر سنجی نه راست است و نه دقیق و همان چیزی است که به شدت به درد مقامات جمهوری اسلامی خواهد خورد
اگر صحت این آمار اثبات شود...تاسف و شرمساری عمیقی برای هر ایرانی باقی خواهد نهاد.



بالاترین

آرزوی بهبودی برای یک دوست

روبروی مانیتور نشسته ام و چیزی می خوانم و می خندم.
خانمم می پرسد: دیگه چه خبر شده...دختری اومده تعریفت رو کرده که داری ذوق می کنی!؟
پسرک از آن طرف اتاق بدون اینکه بداند قضیه چیست به جای من جواب می دهد که حتما دوباره داره وبلاگ بلوچ رو می خونه!... و درست می گوید.
همین الآن از طریق مانی خان مطلع شدم که عبدالقادر بلوچ نازنین در بیمارستان بستری است.
وبلاگ بلوچ جزء وبلاگ هایی است که من از یک "واو" ش نمی گذرم...به روانی نسیم اردیبهشت .
شخصیت مهربان و دوست داشتنی اش به همراه روح آزاده و دید باز و قلم شیرین و توانایش مانع از آن می شوند که کسی از آن حوالی بگذرد و مدهوش آن رایحه دلنواز نگردد.
آرزومندم که زود بهبود یابد و هر وقت توانست برگردد به دنیای مجازی...
ما هم مثل بچه های مهد کودک منتظرش هستیم.


مرتبط:

دوست گرامی ندیده‌ام آرزوی سلامت‌ات را دارم

بلوچ

یادداشت های خصوصی

1)کم کم داری پیر می شوی و از زیبایی و دلربایی ات کاسته می شود...شاید وقت آن رسیده باشد که "منشاء اعتماد به نفس" خود را عوض کنی.
2) قبل از آنکه با زن همسایه زیر لحاف بروی دررنگ متنباره دروغی فکر کن که در صورت سر رسیدن ناگهانی شوهر او یا زن خودت با به هم ببافی...گاهی وقت ها، واقعا وقت به همین شدت تنگ است.
3)بسیاری از مردمی که در خیابان با آنها مواجه می شوی با "حرف زدن" خرج زندگی شان را در می آورند...به حرفشان گوش نده...وقتت را هدر می دهند...خرج زندگی آنها را رنگ متنتامین نکن.
4) از حال من پرسیده ای...دنیای من ، دنیای کوچکی است...آنقدر کوچک که هیچ آدم جدیدی در آن جایش نمی شود.
5) حقوق منشی ات را زیاد کن...این کار از امضا کردن همه پتیشن ها و طرفداری کردن از همه زجر کشیده گان و اشک ریختن به خاطر بینوایان و اعتراض کردن به بی عداتی ها و ...انسانی تر است.
6)عمیقی ات را دیده ام...راستش را بخواهی من از سطحی بودنت بیشتر خوشم می آید.
7) برایم باور کردنی نیست که بتوانی برنامه مزخرفی مثل "for money or love" را از شبکه تلویزیونی جم با اشتیاق دنبال کنی و حرفهای مبتذل بازیگران آن را ببلعی و باز بتوانی از "حرف حساب" حرف بزنی.

پی نوشت:

8) پیر شده ای...حالا دیگر برای "دوست داشته شدن" باید زیاد خرج کنی و کم حرف بزنی!

سیاست در پنج گام!

1- دولتمردان جمهوری اسلامی ایران با حمایت از اقدام خبرنگار معترض "کفش انداز" عراقی، به طور غیر مستقیم این حق را برای همه معترضان دنیا هم به رسمیت شناختند.
بنابراین اگر دانشجویان ایرانی هم، به مصداق داستان طوطی و بازرگان مولانا، در جلسه مشترک با احمدی نژاد همگی تصمیم گرفتند به این طریق با او وداع کنند جای گله ای باقی نخواهد ماند!
2-رهبر ایران چند روز پیش با اشاره غیر مستقیم به خاتمی او را چون شاه سلطان حسین ضعیف و ترسو خواند و چنین شخصی را برای احراز پست ریاست جمهوری با صلاحیت ندانست.
دو روز بعد آقای خاتمی که بنا بود نامزدی خود را در دانشگاه تهران اعلام کند از این کار صرف نظر کرد.
با این کار آقای خاتمی نشان داد که نه تنها اشارات رهبری را متوجه است و خود را مصداق آن می داند بلکه پیشاپیش مطیع ایشان است و هر چه ایشان به اشارتی اراده کند خاتمی حتی المقدور برآورده می کند.
و با عرض معذرت از ایشان می توان متقاعد شد که گفته رهبری درباره ضعیف و ترسو بودن ایشان آنقدر هم بی ربط نیست...بالاخره کسی که با اشارتی گنگ چنین پا پس بکشد اگر ضعیف یا ترسو نیست پس چیست!؟
3- میرحسین موسوی برگ تهدید اصلاح طلبان است و باز کردن وب سایتی برای انتخابات به طرفداری از ایشان واجد این پیام برای رهبر است که اگر از خاتمی خوشت نمی آید و نوری را هم می توانی رد صلاحیت کنی مجبوری میرحسین موسوی را بپذیری...باید دید که این حربه چقدر کارگر می افتد.
4- اما از گزینه های موجود کروبی بیش از آنکه رقیب کاندیدای اصلاح طلب باشد رقیب احمدی نژاد است هم چنان که قالیباف بیش از آنکه رقیب احمدی نژاد باشد رقیب کاندیدای اصلاح طلبان است چرا که جامعه هدف احمدی نژاد و کروبی یکسان است و هر دو آرای خود را از میان طبقات فرودست شهری و روستایی (فرودست هم از نظر اقتصادی و هم فرهنگی و اجتماعی) به دست می آورند و نیز جامعه هدف قالباف و اصلاح طلبان هم تقریبا یکسان است.
5- من قبلا فکر می کردنم که احمدی نژاد به آسانی و با پشت گرمی نسبت به حمایت های رهبری و جناح راست و به مدد پولهای نفتی توزیع کرده در سفرهای استانی رقیب اصلاح طلب خود را شکست می دهد.
امروز هم اگرچه معتقدم که اکثریت از آن تحریمیون است اما با پرسش هایی که از مراجعین و همراهان آنها می کنم دریافته ام که حتی بسیاری از فرودستان منحصرا اقتصادی یا فرودستان منحصرا فرهنگی که دفعه قبل به احمدی نژاد رای داده اند دوباره ایشان را انتخاب نخواهند کرد.
علت این امر اگرچه تا حدودی سیراب شدن عطش کنجکاوی آنان نسبت به شخصیت های رابین هودی و ناکارآمدی روش های عوام پسندانه است اما وجه مهمتر آن حریص تر شدن جامعه هدف احمدی نژاد (همان مستقبلین سفرهای استانی) است که بسیاری از آنان به این نتیجه رسیده اند که سهمی که به آنان رسیده است عادلانه نبوده است.
چنان که یکی از مراجعین من می گفت که در سفر قبلی احمدی نژاد به شهر آنان مشکلاتش را طی نامه ای برای او نوشته است و سه ماه بعد او دو نفر را با پنجاه هزار تومان پول به در خانه اش فرستاده و به او گفته اند که رییس جمهور امیدوار است که با این پول قسمتی از مشکلاتش حل شود...و با حرص ادامه می داد که انگار احمدی نژاد در این مملکت زندگی نمی کند که بداند برای حل مشکلات او چند ملیون تومان لازم است!

بالاترین

آگهی!



من بسیار مشتاقم که بدانم آیا بالاخره کسی این ویترین درب و داغان را خواهد خرید ؟
و نیز آیا کسی با این وسیله دماغ نازنینش را عمل خواهد کرد؟

بالاترین


Template Designed by Douglas Bowman - Updated to New Blogger by: Blogger Team
Modified for 3-Column Layout by Hoctro, a little change by PThemes