در باب غرور و امنیت ملی و نحوه بر باد رفتن آن
نقل است که آخوندی بر منبر می گفت که نماز ستون دین است و چند دقیقه بعد در مبحث مبطلات نماز ذکر کرد که گوزیدن نماز را باطل می کند.
لری برخاست و گفت که این چه ستونی است که به گوزی فرو می ریزد!؟
این روزها معلمین، فعالان حقوق زنان، کارگران، روزنامه نگاران و حتی جوانان ترقه به دست در شب چهارشنبه سوری به علت به خطر انداختن امنیت ملی به زندان و دادگاه فراخوانده می شوند و من متحیرم که این چه امنیت ملی است که به قول حافظ "طاقت آه ندارد".
همچنین بسیاری از جوانان نازکدل و پیران روشن ضمیر از تهاجم فیلم 300 به فرهنگ و تاریخ باشکوه خود به خشم آمده اند و من مبهوتم که این چه تاریخ باشکوهی است که با هزلی یا فیلمی یا مقاله ای یا حتی کتابهای کتابخانه ای دود می شود و به هوا می رود.
کمی مدارا هم بد نیست.
ارسال شده توسط گوشزد در ۱۱:۴۶ ب.ظ. 26 نظرات
ابتکار
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند؟
ببخشید که شعرش کوتاه بود و به همه نرسید! و نیز ببخشید که خانم ها مقدمند
پی نوشت:
این شعر 16 کلمه است و هر کلمه اش به کسی لینک داده شده است...به این روش می گویند ابتکار و به این کار می گویند لوس بازی
ارسال شده توسط گوشزد در ۱۱:۳۴ ب.ظ. 39 نظرات
برچسبها: لوس بازی
ازدواج با پسوند پشیمانی
به درخواست نویسنده نامه ایشان برداشته شد.
پی نوشت:
دوست عزیز
ازدواج چه با عشق آغاز و توام باشد و چه بی عشق، تداوم آن با "منافع مشترک" است چرا که همان طور که شبنم در مقاله ای که ترجمه کرده بود نشان داد عمر هورمون های مولد عشق بیش از 2 سال نیست.
این منافع مشترک (که لزوما و منحصرا هم منافع اقتصادی نیستند) است که سبب می شود یکی از طرفین این شراکت احساس ضرر یا سود کند و مصمم به ادامه یا قطع رابطه گردد.
به همین علت است که من قبلا هم در این وبلاگ و وبلاگ مرحوم!! قبلی براین امر تاکید کرده ام که ملاک های قابل ارزیابی مثل ثروت، تحصیلات، سطح خانوادگی و زیبایی مهم تر از ملاک های غیرقابل ارزیابی مثل صداقت، نجابت، فروتنی و سخاوت است چرا که موقعی که عمر دو ساله عشق به پایان برسد و رشته پیوند فرسوده گردد این ملاک های قابل ارزیابی اند که به عنوان "سهمی که هر یک از طرفین به شراکت می گذارند" به میدان می آیند و نقش خود را به عنوان منافع مشترک بازی می کنند.
مسئله ساده است...شما در بدو ازدواج ملاک های قابل ارزیابی را لحاظ نکرده ای و الآن در "شراکت" خود با همسرت خود را بازنده می یابی چرا که سهمی بیشتر گذاشته ای و کاری بیشتر می کنی و سودی متناسب نمی بری.
این حس شبیه موقعی است که صد ملیون می دهی و آپارتمانی می خری و بعد می بینی که دوستانت با مبالغ کمتر از آن آپارتمانهای بهتر و مناسب تری خریده اند!
الآن هم دودلی ات بابت آن است که ضرر قطع رابطه (پرداخت مهریه و از بین رفتن اعتبار اجتماعی و ...) بیشتر است یا ادامه رابطه.
اما راه حل
به نظر من به ملاک های قابل ارزیابی همسرت نمره بده و مثلا از نظر زیبایی 18 و تحصیلات 14 و سطح خانوادگی 15 و ...همین کار را برای خودت هم انجام بده...اگر آدم منصفی نیستی از دوستی که هر دو قبولش دارید درخواست کن که این کار را برایت بکند و سپس آنها را با هم مقایسه کن.
اگر مجموع نمرات خود و همسرت تقریبا شبیه به هم است بدون هراس به زندگی مشترک ادامه بده.
اگر در برخی از موارد نمره او قابل اصلاح است به او یاد آوری کن و فرصتی به او بده که نمره اش را اصلاح کند و اگر تفاوت نمره هایتان زیاد است این ازدواج از لحاظ منطقی قابل دوام نیست...ختم کن.
ارسال شده توسط گوشزد در ۱۲:۲۰ ب.ظ. 72 نظرات
عیدی

یک پسر بچه اصفهانی با پدری مادی! در حال شمردن عیدی ها با ماشین حساب!!
پی نوشت:
بعد از زیتون و سام ضیایی نوبت خاطرات طبابت است که تکه ای از لباس های مرا ببرد و اگر وضعیت به همین منوال پیش برود عنقریب است که مرا عریان در یکی از کوچه های وبلاگستان بیابید!!
لذا پیشنهاد می کنم چنانچه جسارت روبرو شدن با "برهنگی" را ندارید اول از لای در یک نظر ببینید و سپس وارد شوید.
بخوانید نوشته هنرمندانه این دوست عزیز را.