اخلاق در پزشکی

در اوایل جوانی در جلسات عرفان و مولوی خوانی که پدر و دایی یکی از دوستانم برگزار می کردند شرکت می کردم و شعر عرفانی می خواندیم و تفسیر می کردیم و تفسیر می شنیدیم.

روزی وصف پدر دوستم را برای پدر خود گفتم...خندید و گفت:

پدر دوستت با این همه ثروت هم دزد است و هم کلاهبرداروسپس شرحی از سوابق او را داد و گفت این عرفان بازی حالایش هم در جهت پرده پوشی و شارلاتانی است.

بیست و دو سال گذشت.

چند روز پیش در اوج شلوغی مطب منشی آمد و گفت "آقای عارف" (اسم مستعار پدر دوستم) آمده اند و با شما کار دارند.

گفتم بعد از اینکه مریض بیرون آمد بگو به داخل بیایند.

آمد و نشست و پس از احوالپرسی بی اعتنا به شلوغی مطب و نوبتی که از بیماران سلب کرده است با آرامش و طمانینه شروع به صحبت کرد.

ده دقیقه ای که حرف زد و از انسانیت و اخلاق و عرفان گفت منشی به داخل اتاق آمد و در که باز شد یکی از همراهان بیماران به داخل اتاق پرید و گفت:

آقای دکتر شما باید وجدان پزشکی داشته باشید...چرا این آقا را بدون نوبت به داخل اتاق راه داده اید.

با زحمت قانعش کردم که چند دقیقه دیگر صبر کند و از آقای عارف هم با احترام خواستم که امرشان را بفرمایند.

ایشان گفت که خانم خدمتکاری دارد که بیست سال است نزد او کار می کند و بچه 12 ساله ای دارد که از بیماریهای مختلف رنج می برد که قسمتی از آن مربوط به تخصص من می شد.

سپس با بزرگواری اضافه کرد که تصمیم گرفته ام که بیماری های مختلف او را درمان کنم و الآن می خواستم قسمتی را که مربوط به تخصص شماست شما به عهده بگیرید.

من که به یاد حرف پدرم افتاده بودم بلافاصله گفتم: حرفی نیست ولی هزینه آن دویست هزار تومان می شود.

من من کنان گفت: پس من شما را در ثواب این کار شریک می کنم و شما هم حق الزحمه خود را از این جوان نگیرید.

در برابر این همه پررویی و وقاحت من هم احترامات حال و گذشته را کنار گذاشتم و گفتم:

به من چه مربوط است که بچه کلفت شما را که معلوم نیست پدرش چه کسی است! رایگان مداوا کنم تا تو در برابر همه دوست و آشنایت قمپز در کنی و خودت را خیر و نیکوکار جا بزنی.

و بلافاصله یک بیمار را به داخل فراخواندم و آقای عارف بدون خداحافظی از اتاق بیرون رفت.

حالا من چند سوال دارم


1- دکتر پوستی را می شناسم که برای بیماران لیزر و تزریق ژل و بوتاکس و خدمات زیبایی نوبت همان روز می دهد و به بیماران پوستی دو ماه دیگر نوبت می دهد.

با توجه به اینکه نرخ خدمات فوق بالای صد هزار تومان و نرخ ویزیت ایشان شش هزار تومان است آیا به نظر شما این عمل اخلاقی است؟

2-یک درمانگاه خیریه را می شناسم که بجای ویزیت پزشک عمومی سه هزار تومانی هزار تومان می گیرد و به پزشکش به ازای هر مریض پانصد تومان می دهد.

به خاطر ارزانی ویزیت در هر شیفت شش ساعته در این درمانگاه خیریه حداقل 120 بیمار ویزیت می شوند یعنی هر ساعت 20 نفر و هر 3 دقیقه یک بیمار! و بدین ترتیب در هر شیفت کاری شصت هزار تومان نصیب دکتر می شود.

در این درمانگاه هیچ بودجه ای به بهداشت و نظافت اختصاص داده نمی شود.

به نظر شما این کار اخلاقی است ؟

3- پزشکان متعددی را همه می شناسیم که برای پرهیز از حالت دوم نرخ ویزیت را به دلخواه و گاه تا بیست هزار تومان می گیرند و سرویس خوبی هم ارایه می دهند.

آیا این کار اخلاقی است؟

4- پزشکی را می شناسم که مطبی بسیار شیک در بهترین نقطه شهر دایر کرده است و آن را با پیشرفته ترین وسایل تجهیز نموده است و ویزیت او مطابق تعرفه مصوبه است.

پرسنل متعددی برای انجام خدمات به بیماران استخدام نموده و برای رعایت انصاف معادل و گاه بیشتر از قانون کار به آنها دستمزد می دهد و آنان را بیمه نموده است.

خود را موظف می داند که برای هر بیمار وقت کافی اختصاص دهد وبنابراین بیش از بیست بیمار در روز ویزیت نمی کند.

این شرایط سبب شده است که بسیاری از بیماران به این مطب هجوم ببرند و نوبت بخواهند و او با توجه به کیفیت خدمات عرضه شده و برای اینکه مطبش نه مثل خیریه ها بی کیفیت بشود و نه مثل دکترهای شماره 3 بر روی تهیدستان بسته گردد، مکانیسم نوبت دهی را به اجرا بگذارد که در این پست و این پست ابتدا به کنایه و سپس به صراحه از آن سخن می گوید.

آیا این کار اخلاقی است؟

و بالاخره آیا به کارگیری واژه اخلاق برای "هر کار که منافع ما را تامین کند" اخلاقی است؟


پی نوشت:


موقعی که من کارمند جدیدی استخدام می کنم در ابتدای یک جلسه توجیهی از او می پرسم که ما اینجا برای چه چیزی کار می کنیم؟

جواب او معمولا غلط است! جواب صحیح را خودم به او خواهم گفت.

ما نه برای خدا، نه برای مردم، نه برای تسکین آمال و رنجهای دردمندان و نه برای خدمت به خلق اینجا دور هم جمع نشده ایم.

ما برای پول کار می کنیم و برای این منظور باید رنجهای دردمندان را به بهترین نحو تسکین دهیم و اکار حرفه ای خود را حتی الامکان بدون نقص ارائه دهیم و رضایت خلق را نیز تامین کنیم.

بسیاری از همکاران جوان تر من از بیان این واقعیات از جانب من احساس شرم می کنند و از آن تبری می جویند و حتی مرا پزشک نمی دانند...شاید به نظرشان حرف زدن از پول مغایر با شان والای پزشکان است...آنان که باید بدون چشمداشت مالی به مداوی آلام دردمندان بپردازند.

با احترم نسبت به روح لطیف و دل آیینه وش این همکاران متاسفانه واقعیت این است که اگر ما خود را در چارچوب های اخلاقی که دیگران برایمان وضع و تعریف کرده اند قرار دهیم سرانجامی جز فقر و نکبت و زیر سلطه بودن و رفتن نخواهیم داشت.

اگر روحانیونی عقیده دارند که علم بر دو نوع است علم ادیان و علم ابدان و با اینکار به پزشکی قداست می بخشند من مطلقا علاقه و عقیده ای به این تقسیم بندی ندارم و زیر بار این منت و تبعات بعدیش نخواهم رفت...بگذار علم فقط همان علم الادیان باشد.

اگر روزنامه نگاری تمایل دارد که دردش را در خزانه غیب مداوا کند...برود و بکند.

من خودم را در دایره اخلاقیاتی که او برایم ترسیم کرده است حبس نمی کنم.

من حتی به قسم نامه بقراط که در بیش از دو هزار سال پیش نوشته شده است اعتقادی ندرم.

پزشکان باید یک اصول اخلاقی بین المللی را بنویسند که بدون اتکا به فرهنگ و مذهب گستره فعالیت و اصول اخلاقی را با دیدی مدرن تدوین کنند.

وگرنه اگر بنا به پذیرفتن اصول اخلاقی آحاد جامعه باشد من هر روز از بیماران مختلفی می شنوم که منافع خود را به نام اصول اخلاقی که ما باید بپذیرم تحویلم می دهند.


پی نوشت 2:


این ماجرات را من در یکی از پست های قبلی نوشته بودم ولی بازنویسی دوباره آن خالی از لطف نیست.

چندی پیش در سالن انتظار سر و صدایی بلند شد و زنگ زدم که منشی بیاید تا از او ماوقع را جویا شوم که همزمان پیرزنی در آستانه در ایستاد و با التماس از من تخفیف خواست.

بلند شدم و نزدش رفتم و پرسیدم که چقدر می توانی بدهی؟

گفت: منشی تان می گوید بیست و پنج هزار تومان بده ولی من پنج هزار تومان بیشتر ندارم و شروع کرد به قسم دادن و دعا کردن و التماس نمودن... از طرف دیگر همه بیماران که در سالن انتظار نشسته بودند یکی بعد از دیگری با او هم صدا شدند که:

آقای دکتر قبول کن دیگه...جای دوری نمی ره...ثواب داره..

همانطور که بحث داغ بود و هر کس نصیحتی می کرد رو به پیرزن کردم و گفتم:

شما پنج هزار تومان داری و من هم پنج هزار تومان به تو تخفیف می دهم...پانزده هزار تومان باقی می ماند که آن را هم اگر هر یک از این خانم ها و آقایان محترم نفری هزار تومان بپردازند تامین می شود!

ناگهان همه ساکت شدند و دو به دو با هم شروع به صحبت کردند ... من هم به داخل مطب برگشتم و پیرزن هم رفت.

یک سوال هم همین حالا برایم پیش آمده و آن اینکه امروز من سرم به شدت درد می کند و علیرغم اینکه شش قرص مسکن خورده ام کوچکترین تاثیری نداشته است.


آیا به نظر شما این کار غیراخلاقی است که امروز مطب نروم و بیمارانی که نوبت گرفته اند را به امان خدا رها کنم؟

34 نظرات:

salam agaye Dr.
man modathaye ziyadist weblogetono mikhonam vali bare avaliye comment mizaram.
be nazaram dar morede agaye arefi va bahse modavaye raygane gkheirkhahane kare dorosti kardid.jodaye az hadafe agaye arefi har kesi hage entekhabeanjam ya adame anjame kare kheyr ra darad,shoma be har dalil nakahstid dar on lahze dar kare be estelah kheyre agaye arefi sharik shavid vali shayad karhaye kheyr va amolmanfaeye ziyadi mikonid.pas az on nazar haraji bar shoma nist.
ama rabte bahse agaye arefi ro be edameye mataleb motavajeh nashodam,har chand isole az ejtemae senfi nemitavan pishraft kard vali shoma bayad nahveye eraeye servicetoono khodeton ba agl va manteg(nemigam vejdan) khodeton entekhab konin.
va javabe jomleye akhareton:hadaf vasilaro tojih nemikone.

dar zemn yadam raft begam ke dar inja(turkey) khadamate dar sathe motavasete khadamate pezeshkiye iran hade agal 150$ hazine dare.
ye sarmakhordegi sade bedoone bime hade agal 60$ hazine barmidare.pezeshkane irani ham hamin darsaro khondan vali chera engad az lahaze daramad ba pezeshkaye inja farg daran?vagti sohbate pezeshkaro mikonam on darsade kame ba daramadaye milyardiyo factor migiram.man pezeshk nistam vali hamishe fek mikonam vagean adamaye gabele tarahomiyan.ham az lahaze sharayete kari,ham az lahaze daramad.

آقای دکتر. جدا" سوال های خیلی سختی می پرسی. ترجیح می دم که ایندفعه هم مثل همیشه فقط شنونده باشم. خوش باشی.

doctor jan, man ba akhari(ke ehtemalan khod e gooshzade e) movafegham , doctoray e europe (france) in shekli kar mikonan , midooni ham khodeshoon aramesh daran ham be marizeshoon aramesh midan va hamintor service e behtar , shab ham sareshoon ra ba vojdan e asoode zamin mizaran valla ,

va ezafe mikonam ke etefaghan tooy e hamin kara ke pay e manafe e ma dar mione , ¨akhlagh ¨ maeni dare na jay e dige!!
arezou

تو را تحسین می کنم برای جوابی که به آقای عارف داده ایی. خیلی خیلی خوشم اومد.

با آرزو به شدت موافقم.

گوشزد جان ...راستش رو بخواهید نخواستم در این مقوله بنویسم چون قبلا نوشته بودم.
هیچ کس به انجام نیکی مجبور نیست .همونطور که سایرین از لباس و وسایل خود نمیزنند تا دست فقرا را بگیرند یا بخشی از حقوق خود رو به به طفل بی پناهی تخصیص نمیدهند و مجبور هم نیستند حق ندارند از شما چون حرفه پزشکی را انتخاب کرده اید انتظار ویزیت مجانی داشته باشند. از طرفی نیکی هم قطعا این نیست که به جبر در درمانگاه شماره دو کار میکنند . شما سالها زحمت کشیده اید تا به این نقطه رسیده اید . الان بهتر از هر کس میدانید کجا باید کمی انعطاف به خرج داد و کجا لازم نیست . فردی که به بهترین نقطه شهر میاد برای درمان قطعا محتاج نیست و اگر منتظر تخفیف و عدم پرداخته اون پول رواحتمالا جهت امور شخصی خواهد کرد.
کار شما تقبیح ندارد کما اینکه مطمئن هستم که در جایش میدانید چگونه و چه باید کرد.
شما بدون آنکه خود واقعیتان باشید یک سری واقعیاتی را که هر کس به میتواند به روی خود نیاورد در اینجا آوردید. و این صداقت جای سپاس دارد.
نه آنکه نیمه برداشتی از کل واقعیت در بوق و کرنا شود!!!!
امیدوارم بیش از این ذهنتان را مشوش نکنید ! این قصه زندگیست که دیگران ما را بی آنکه بشناسند قضاوت میکنند .آن هم با اطلاعات ناقص یا تنها با بخشی از آنچه خود میخواهند!

ظاهرا خیلی دلت پره.یک چیزی هم بدهکار شدیم

!!!!سلام گوشزد جان
و اما در مورد بحث شیرین اخلاق پزشکی
این که در اخلاق پزشکی چی درست است یا غلط بر میگردد به احتیاج یک انسان به انسانی دیگر که تنها تفاوتش تخصصش است. در بحث اخلاق پزشکی اول از همه کرامت انسان که خود پزشک هم یکی از آنهاست مطرح است.
اینو برای دوستان غیر پزشک میگویم که اگر شرایط بیمار از نظر علم پزشکی( نه اطرافیان و یا حتی خود بیمار) در شرایط اورژانس باشد هیچ پزشکی حق دست ردزدن به سینه بیمار را ندارد اما اگر غیر از این باشد اخلاق پزشکی این اجازه را به پزشک میدهد که در انتخاب بیمار چه روشی داشته باشد. اینکه چرا اینقدر بحث اخلاق کاری پزشکان این روزها داغ است علت اصلی اش اینست که پزشک نباید حسابدار هم باشد و این کار مربوط به سیستم بیمه است که متاءسفانه این شرکتها با انداختن تمام مسوءلیت به دوش پزشکان خود را از این معرکه دور کرده و عده ای فقط با دانستن دو کلمه به نام " اخلاق پزشکی" و بدون احاطه به این مبحث به راحتی اظهار نظر مینمایند
من یک بار این بحث را با دکتر مجد ( روانپزشک) داشته ام که تا چه اندازه مجازیم اطلاعات حرفه ای را در اختیار مردم بگذاریم و مطمئن باشیم از آن بیشتر استفاده میکنند تا سوء استفاده مثلا بعد از گفتن خلاصه ای از انواع اختلالات شخصیتی خود را محق برچسب زدن به دیگران نداند. حالا من این گله را از شما دارم گوشزد عزیز: وقتی نمیدانی که به طور مشخص با کی طرف هستی نمیتوانی هر چه میخواهی با محدودیت های وبلاگی بنویسی و توقع داشته باشی همگان هم منظور شما را مثل خود شما درک کنند ( منظورم در مورد مسائل مرتبط با حرفه پزشکی است)
نمیدونم چرا ما ها عادت داریم به راحتی افراد را به لجن بکشیم. ما که گوشزد رو از طریق وبلاگش میشناسیم حداکثر میتونیم در مورد نوشته هایش نقادی کنیم نه شخصیتش.

دکتر جان شما که از Communication skills بخوبی بهره مندی این قضیه بقول خودت غیر اخلاقی رو بهتر بهش میگفتی! اینجوری شیرفهم هم میشد! یا تو پست قبلی که به اون جوون توضیح دادی. خب وقتی آدم خودش صاحب ضرر در یه امری باشه قضاوتش مخدوشه! انتظار داشتی بیمار ارزان چطور برخود میکرد؟ بنظر من اخلاق نسبیه ولی هر کدوم از ما یه خط کش توی خودمون داریم که بهمون میگه اینکار بده یا خوب! هرچند خلاف عرف جامعه یا اخلاق جامعه باشه. خط کش خودت چی میگه؟ منتظر پی نوشتم.

سلام دکتر گوشزد جان !مثال هم که نمیزدی مشخص بود که استفاده از تخصص و تجربه دیگران بهایی دارد که ان را باید پرداخت .همانطور که کسی از مکانیک اتوموبیل گلمند نیست به همان نسبت هم نباید از حرفه پزشکی گلمند بود اما انچه موضوع را اخلاقی میکند این موضوع است که تقریبا خانوده های کم درامد تر بیشتر با بیماری ها دست بگریبانند و با تصور اینکه دکتر بخاطر پول مریض را معالجه نکند هر وجدانی را بدرد میاورد حتی وجدان خود پزشکان عزیزرا...که البته این فقط بصورت خیالات ذهن است مسلما از هر پزشکی این انتظار میرود که در موارد اورژانسی بدون فوت وقت به ....بگذریم نکته ای که میباید هر انسانی فارغ از شغلش و از در امدش به ان توجه کند بیدار نگه داشتن وجدان و روحش است چه بسا به فقیر و یا ... بر بخوریم که توانایی کمک کردن نداشته باشیم اما خیلی فرق میکند که در آن لحظه خاطرمان برای این نتوانستن محزون باشد و یا اینکه بی خیال و فارغ از مفهوم انسان بودن از کنار وی بگذریم

هر بار این پستای اخلاقی شما رو می خونم دلم می خواد یه کامنت مفصل بذارم و باهاتون بحث کنم ولی نمی دونم چرا نمیشه.

دکتر جان، شجاعتت را می ستايم که حرفت و عملت يکی هست، منفورترين آدمها برای من آنها هستند که در حرف دلسوزت هستند و در عمل به بی رحمانه ترين حالت با تو برخورد می کنند.

آقای دکتر شما موارد را چنان سیاه و سفید ترسیم می‌کنید که یقینا پاسخ‌ها هم باید سیاه و سفید باشند، در غیر اینصورت غیر منطقی جلوه خواهند کرد.
خُسن آقا را که یقینا تا حالا شناخته‌اید!؟ من معمولا وارد این بازی‌ها نمی‌شوم، چون می‌دانم که پاسخ‌هایم برای اینگونه سوال‌ها به چالشی غیر واقعی کشیده می‌شوند، با این حال این بار وارد بازی سیاه و سفید شما می‌شوم.

نکته اول و اساسی تعهد و (قسم) شما به حرفه پزشکی است و اگر این تعهد و قسم را بشکنید در آن صورت شما بطور اتوماتیک دیگر یک پزشک نخواهید بود. این‌ها جزیی از قراردادهای اجتماعی است که همگی به هم مرتبط هستند و اگر یک قسمت از این زنجیره بریده یا شکسته شود، کل سیستم مثل یک سیستم دومینو فرو می‌ریزد، ممکن است روز اول فرو نریزد ولی به مرور زمان فرو خواهد ریخت (نگاه کنید به سیستم عدل علی!). اگر شما به تعهد و قسم خود پایبند نباشید، یقینا در شرایطی ممکن است یک بیمار را هم برای منافع خود به کشتن بدهید، پس این فرضیات شما از اساس غلط است.

حالا برگردیم سر پاسخ‌های دیگر منظورم پاسخ‌های رنگارنگ است.
در اصل شما به عنوان یک انسان نه به عنوان یک پزشک وظیفه دارید برای بهبود وضع نوع بشر (از آن جمله بیمارانی که به شما رجوع می‌کنند) در حد توان خود تلاش کنید و منافع خود را در راس امور قرار ندهید. این تفکر اگو (egocentric) بشریت را به جایی نخواهد برد. اگر ما برای هر قدمی که برمی‌داریم منتظر پاداشی باشیم دیگر سنگ روی سنگ بند نخواهد شد. یقینا آن حاجی بازاری که به شما رجوع کرد تا پسر کلفت خود را مجانا پیش شما مداوا کند حق چنین کاری را ندارد، ولی اینکه یک پزشک هم فقط بخاطر اینکه منافع مالی خود را در راس امور منظور کند و از مداوای انسانی که امکانات مالی ندارد خودداری کند هم چیزی کمتر از آن بازاری (پدر دوست شما) ندارد و یقینا هر دو در یک مسیر حرکت می‌کنند.

حالا برای اینکه همین طوری شکمی تئوری صادر نکرده باشم راهکاری هم برای این معضل به شما ارئه می‌دهم.
شما به عنوان یک پزشک متعهد می‌توانید همراه با دیگر پزشکان که آنها هم باید مثل شما متعهد باشند، سندیکایی NGO ای راه بیندازید تا از حقوق بیماران حمایت کند و در صورت موفقیت بیمه اجتماعی را در مملکت گل و بلبل ناب محمدی همه گیر کنید تا هم حق و حقوق شما ضایع نشود و هم حق بیمار که یقینا مهمترین است.

می‌بخشید اگر پیام طولانی شد.

حسن آقای عزیز
اول اینکه من قسم پزشکی نخورده ام...ظاهرا در دوره ما چندن باب نبوده ولی تا جایی هم که می دانم در دنیای واقع با نقض قسم کسی از پزشک بودن ساقط نمی شود.
فرمایشاتی هم که فرموده اید راجع به بیماران اورژانسی صادق است که پزشک مجاز نیست به بهانه بی پولی او را بدون مداوا رها کند. در حالی که بیماران غیر اورژانسیباید حق ویزیت را کامل بپردازند.
نکته دیگر اینکه من به اصول اخلاقی در پزشکی معتقد و پایبندم مشروط بر آنکه هر بیماری به دلخواه خود آن را وضع نکند و از من خواهان تمکین بر آن نباشد.
پی نوشت دوم را هم به شما تقدیم می کنم اگر چه شرح یک واقعه است که قبلا نوشته ام.

کون لقت بابا
چقدر پولکی هستی تو
حالم بهم می خوره ازت
هیچی جز پول نمی فهمی

beanon, chera pool bade nakone
baraye maha bade vali elzaman
baray velayat ozma kheiliham khoobe
to ke vanemood mikoni pool ahh pife
bedoon pool mimiri

First of all , Gooshzad joon, I agree with you. As you know I am a physician and used to work in Iran and now in U.S. the issue is that people do not want to accept the fact which is " Why Only Doctors have to be involve with AKHlaagh and ... why the other people - baghaal va Baazaaree va taxi cab driver don't have Hipocratic oath!?
chakereem
Oss Meytee Dallak

گوشزد جان باور مکنی من خودم به متخصصی( در هر علم و فنی) که بیشتر از اخلاقیات به برآوردن رضایت خودش و مشتری و ارایه سرویس بهتر بیشتر اعتماد میکنم.
مسیله همینه که میخواهند ما رو تو چهارچوب های اخلاقی بذارند تا ازمون سواستفاده کنند. والا کسی که حرفه ای فکر میکنه رضایت مادی خودش هم حتمن براش مهمه و البته راضی نگه داشتن مشتری که در نهایت به نفع خودش باشه.
با من بمیرم و تو بمیری که کار حرفه ای نمیشه کرد.

salam man aksaran en weblog ro mikhunam va baram jalebeh emrooz dedam dar mordeh neveshtahy un khabarnegar unhameh asabni shodid matneh rooznameh ro khundam beh nazaram 100 % ba vaghyethay jameh ma montabegh hast .chera enghadr shoma asabani shodid !!!.az shoma keh adameh manteghi hastid baed hast .bi nazmi dar systemeh pezeshki ma vojood dareh va ghabeleh enkar nist . viziteh falehi bemaran ,pezeshkani keh ta saat 2 nemeh shab vizit mikonan 9 sohbeh farda raeseh felanedaran baz az 3 badehzooh ta 3 nimehshab to mataban va mariza ro 3 ta 3ta baham mibaran baray vezit.to en sharyet chand darsad ehtemal khata dar tashkhesy bimari vojoo dareh???vaziyateh asfnakeh bimaretanha ham bemanad .moshkel hala har chi hast enha vaghyathay jamean .zahamti keh shoma pezeshkan barat tahsil keshid ham ghabeleh enkar nist ama felan baz ham bazandeh mardoman makhsoosan agar dasteshun beh jai band nabasheh. shad bashid

Hey, while searching for widgets for my blog, I stumbled upon www.widgetmate.com and wow! I found what I wanted. A cool news widget. My blog is now showing latest news with title, description and images. Took just few minutes to add. Awesome!

سلام ... وقتی ارزشها تغییر یابد، تعریف اخلاق هم عوض میشود و از فرد انتظار نباید برد خلاف جامع عمل کند. هیچکس نمیتواند به من بگوید که پزشک میشود تا به مردم خدمت کند (البته حتما عده ای بخاطر همین پزشک میشود و خیلی هم خدمت میکنند) اما قبلا تعداد پزشکان کمتر بود، بیماریهای بیشتری درمان شدند تا امروزه با این همه پزشک... فقط بیماران عمرشان طولانیتر شده است ....

ظاهرا برای هر سخنی یک پاسخ آماده در آستین داری

gooshzad jan,
matlabe oon rooznamehnagar del man ro ham azord vali nemitonam tojiheh shoma ro ham dark konam.
hichkas monker in nist ke pezeshki shoghl ma va manbae daramad mast , hichkas tavagho nadareh ke az sobh ta shab bi mozd o mavajeb kar konim (hamoontor ke motmaenan hameh bimaran shoma ghasd darman majani nadarand), vali dar avaz hameh az bimar grefteh ta journalist entezar darand ke iek pezeshk be osooli paiband basheh ke iek restourandar ia mecanic behesh paiband nist, har kasi tavagho dareh ke roohiat iek pezeshk ba iek besaz befroosh fargh dashteh basheh pool harf aval ro dar zendegie shoghlish nazaneh
gooshzad jan be nazaret in tavaghoe ziadieh ?
negar

vaghe'an karet kheili sakhte...

ba kanoom hana kamelan movafegham.

+ inke, in harfha hame e'dde'ast, kasaniham ke in harfharo mizanand, sedaghat nadaran, va be ghol e khodet, be eghtezaye manfa'at e khodeshoon akhlagh ta'yin mikonan.


ba'd ham in harfha o e'ddeAha faghat bein e ma irani ha sha'ye'e nemidoonam chera.

سلام دکتر جان
اگر اوضاع مطبت همانطور باشد که نوشته اي تنها ميتوانم بگويم که حرف حساب جواب نداره .
خوش باشي دکتر

من پیش از این شما را آدمی صرفا وقیح می دانستم.اما به نظرم ابله هم هستید.مثلا گمان کرده اید با اضافه کردن یک صغری به داستان "عارف نما" و یک کبری به داستان "پیرزن گریان" می توانید نتیجه ی دلخواه را بگیرید:"ان عارف شارلاتان بوده و مشتری های سالن انتظار مطب من ریاکار بوده اند پس من حق دارم در برابر رنج آدمهای کاملا مستاصل بی تفاوت باشم"این نتیجه ای بود که می خواستید بگیرید ؟حالا گیرم که اینطور شد و چهار تا کامنت گذار گفتند "اباریکلا دکی جون حق با شما است."واقعا از اینکه سر خودتان کلاه می گذارید حال تان بهم نمی خورد؟این بو از پشت مونیتور من را به استفراغ انداخته اما ظاهرا شما بهش عادت کرده اید.هرچند.شگفت انگیز نیست.آدم به بوی خودش عادت می کند .
در مورد هر دو قصه و قصه های نظیر این هیچ صغری و کبرایی شما را از اتهام بی اخلاقی و جانورخویی تبرئه نمی کند.
گیریم مردک عارف شارلاتان باشد.وظیفه ی شما نسبت به این بقول خودتان بچه کلفت که دستش به جایی بند نیست چه می شود؟واقعا شما نگران بودید که عارف مسلک ماجرا را به اسم خودش تمام کند؟گیرم که اینطور باشد.مگر این نافی بروز یک رفتار انسانی از جانب شما و مجوز بی تفاوتی تان نسبت به رنج دیگران است؟ در مورد پیرزن نالان هم همینطور.گیریم که همه ی اهل مطب ریاکار بودند و حاضر نبودند هزار تومن از جیب شان بدهند.شما چطور؟ریاکار بودن آنها تکلیف شما را ساقط می کند.
نه دکتر جان.وقاحت برای اینکه بقدر کافی مشمئز کننده باشید کفایت می کند.لزومی ندارد بلاهت را به آن اضافه کنید!

khak bar sare esfahanie pool parastet konam ke az bas dar bachegit mahroomiat keshidi halaa hamechio be shekel $ yaa tohi mibini!

مردک احمق رذل، قسم نامه ی بقراط از سر تو خیلی زیاد است. خیلی متاسفم از این که اسم پزشک روی من هم هست چون اکثر پزشکها حیوانات بی وجدانی هستند مثل تو

به اصول اخلاقی در پزشکی معتقدو پایبندم مشروط بر آنکه هر بیماری به دلخواه خود آن را وضع نکند و از من خواهان تمکین بر آن نباشد." به اصول اخلاقی پایبندید به شرطی که مریض تعیینشون نکنه بلکه پزشک تعیین کنه. حالا این چه اصول! ایه که هرکس می تونه به دلخواه خود تعیین و به دلخواه خود پیروی یا نقض کنه نیاز به یه جامعه شناس داره.

خیلی دروغ سر هم کردید آقای دکتر....چطور ممکنه مریض ها از دادن هزار تومان به اونم پیرزن مریض امتناع کنند؟مردم به لحاظ اخلاقی سقوط کردند ولی نه به حد شما. درحالی که اگه همون پیرزن توی اتوبوس مشکلشو می گفت بیش از این ها همدردی متوجهش میشد . مگه این که مریضهاتون هم به دکترشون رفته باشند. هیچ فکر نمیکنید اگه همه مثل شما بشند دنیا چه باغ وحش ترسناکی میشه.فکر میکنین اگه دیگران رو در این دنائت سهیم کنین و تأئید یک مشت آدم رو بگیرین رذالت شما کمرنگ میشه. یا میون یک عده آدم با عقاید عجیب و غریب و غیرانسانی خودتون احساس امنیت بیشتری میکنین. به هرحال امیدوارم هر کسی که با شمادر این مورد احساس همذات پنداری میکند هیچوقت در موقعیت آن پیرزن و آن طفل به قول شما بی پدر قرار نگیرد.

salam
man nazaram bar khelafe nazare dostan hast
aghaye doktor aya shoma ehtemal nadadin ke oon agha rast mighan?
shayad aslan pesare kolfate oon agha rast mighoftan ke marize
aya dar oon soorat amale shoma gheire akhlaghi nabood?
aslan be shoma che on pesare pedaresh maloom hast ya na
chera oon bichare roo be jaye inke kari barash bookonin mottaham kardin?
shoma ke molavi khondin bayad amaletoon ba elmeton yeki bashe maghe na?
movaffagh bashi
bye

Template Designed by Douglas Bowman - Updated to New Blogger by: Blogger Team
Modified for 3-Column Layout by Hoctro, a little change by PThemes